چیزی به من یاد بده . . .

Vertrauen
Baby, I'm right here
I'll hold you when things go wrong
I'll be with you from dusk till dawn
I'll be with you from dusk till dawn
Baby, I'm right here

وقتی رعد و برق میشه، وقتی صداشو می شنوم، قشنگ حس می کنم طبیعت زندست... از اون کوارکهایی که طعم و رنگشونو عوض میکنن تا بارونی که می باره و صداش از کانال کولر میاد...


خیلی دلم میخواد یکی بره به کسی که یوتیوبو فیلتر کرده و پدر فیلترشکنارو هم دراورده بگه عمو جون بسه دیگه... بیخیال شو بزار به کارمون برسیم.
چرا اینقدر بدبختیم ما ایرانی ها؟

هیچ وقت اعتقاد نداشتم دنیا عادلانست. هر چی میخوای باید خودت بدستش بیاری. به تنهایی!
نمی دونم چرا تحمل دیدن صحنه های عاشقانه رو ندارم.

اون موقع که ما بچه بودیم و یه حرفی می زدیم یا کاری می کردیم بزرگترا هاج و واج می موندند و یا به نشانه ی اعتراض بهمون تیکه می انداختند که بچه های امروزی همه چی می فهمند و واه واه واه. الان که دارم 27 ساله میشم، می بینم بچه های 17 و 18 ساله، از هر لحاظ خیلی از من جلوترند و خیلی چیزا می دونند و انجام میدند که من نه! و برعکسِ بزرگترای خودم، نه تنها سرزنششون نمی کنم، بلکه به شدت تلاش می کنم باهاشون آپدیت باشم.

اون ابیات زیبا رو این آقا خونده. چقدر زیبا می خونه... انگار برام حافظ میخونه. در این حد با انگلیسی آمیخته شدم. جوری که اگه یکی بگه ترجمه کن میگم نمیشه چون لطفش از بین میره!
 





برچسب ها:Zayn،
[ 1397/03/14 ] [ 15:25 ] [ مارال ] [ نظرات() ]