چیزی به من یاد بده . . .

هیییممم7

اینکه هر روز صبح بیدار میشم و میرقصم یه جور اروره بدنیه. یعنی اوضاع جوریه که بدنم به صورت ناخودآگاه واسه بیرون اومدن از بحران روحی حرکات موزون انجام میده.

دیشب خواب دیدم رفتم پیک نیک. چه حالی داد. کنار یه رودخونه بودم. مامان و خواهر و دختر عمم و ... هم بودند. میخواستیم ناهار بخوریم که چند تا سگ دیدم که توی رودخونه شنا میکردند. وقتی از رودخونه بیرون اومدند، با ذوق رفتم پیششون و براشون غذا بردم و جاااالبه بدونید یکیشون باهام حرف میزد! من و این همه خوشبختی؟؟؟ خدارو شکر توی خواب از ذوق نمردم براش.


+ سیگار که میکشی، آشغالاتم که توی خیابون میریزی، من چرا دوستت دارم؟

+ ناراحت نیستم. چون هرکاری لازم بود انجام دادم. اما «ف» میگه باید ناراحت باشی و ناراحتی داره :) درست می گه ولی من میگم ناراحت نیستم. در هر حال ما پلن های B و C‌ و غیره هم داریم. 

+ فیلمای خیلی خوبی می بینم. یهویی توی تشخیص فیلم های خوب٬ پیشرفت کردم. 




[ 1397/08/27 ] [ 16:11 ] [ مارال ] [ نظرات() ]